هوالحق...
هشت روز مانده، بشود 10000 روز ...
هشتمین دولتِ بعد از اسارت نیز، چند وقتیست تشکیل شده،
دولتهایی با رنگهای مختلف!
اصولگرا و سوسولگرا !
کارگزار و خدمتگزار !
و هنوز 4دیپلمات دربندند...
و این دستگاه عریض و طویل دیپلماتیک، خبر دقیقی از 4پرسنلش ندارد!
خدا رحمت کند حاج غلامحسین را....
نمیدانم، هنوز هم مادر حاج احمد، شبها برایش جا پهن میکند یا نه ...
بابای تقی هم رفت...
مادر سیدمحسن هم دق کرد!
پدر و مادر کاظم هم ...!
و دولتهای رنــگارنـــگ!
و وعدههای توخالی قشنگ!
9992 روز و شب است که هیئت دیپلماتیک ایرانی در 14 تیر 61 در پست بازرسی حاجز برباره در نزدیکی بیروت، توسط فالانژیستهای حزب کتائب، نوچههای اسراییل، ربودهشدند و هیچ حرکت باخاصیتی برای آزادیشان صورت نگرفته است!
شعار و شعار...! دیپلماسی تریبونی!
پروردگارا !
عنایتی فرما و یوسف گمگشتهی خمینی (ره)، حیدر رزمندگان، حاج احمد متوسلیان و 3یار همدلش، آن مقلدان ولایت،
سید محسن موسوی، کاردار سفارت در بیروت ...
کاظم اخوان، خبرنگار رسمی خبرگزاری جمهوری اسلامی ...
تقی رستگارمقدم، راننده و محافظ گروه ...
را ...
به دامان میهن باز گردان!
که به اغیار رجایی نیست!
"اللّهُمَّ فُکَّ کُلَّ أسیر
/موج مرده
این روزها با حضور در جلسات گوناگون و بعد از آن بررسی اخبار منتشر شده از این جلسات در سایت های خبری و روزنامه ها به جفایی که رسانه ها در حق جریان اطلاع رسانی آزاد و ماهیت حرفه خبرنگاری و خودشان می کنند بیشتر پی می برم.
آن روزها به شاعرانی می خندیدم که برای خوش آمدن سلطان فلان ،شعری میگفتند و قربان زلف سیاه و موی سبیلش می رفتند ،در دل به آنان و شاهشان میخدنیدم و نکوهششان می کردم که طبع شعرشان را هزینه خوش آمدن شاه می کردند!
بیگمان نقد عادلانه و منصفانه خدمتی بس گرانبها تر از چاپلوسی و تملق دیگران است حتی در حق خود آن شخص ، متملق گو با ایجاد فضایی پوچ و خیالی برای مخاطب خود آن را به قعر دره های عجب و خودپسندی هدایت می کند.
.
.
.
"ما معتقديم كه مطبوعات براي نظام جمهوري اسلامي، يك مقوله تجمّلاتي و تشريفاتي نيست...
مطبوعات نقششان روشن شد. مطبوعات يعني مطبوعات سالم؛ نه لزوماً مطبوعاتي كه طرفدار دولت باشند ... مطبوعاتي كه طريق سلامت بپيمايند و بنا بر عناد و بدجنسي نداشته باشند. اين گونه مطبوعات، در هر رشتهاي قلم بزنند - سياسي باشند، فرهنگي باشند، اقتصادي باشند، درباره مسائل خارجي حرف بزنند، در خصوص مسائل داخلي حرف بزنند - و هر كاري كه بكنند، به نفع نظام حركت كردهاند. چرا؟ چون بر مايه آگاهي مردم ميافزايند. موضع مطبوعات در جمهوري اسلامي، اين است.
دولت بايد موضوع مطبوعات را خيلي جدّي بگيرد.
دولت، ناگزير بايد در مسائل مطبوعات سهم داشته باشد. حالا يك وقت سهم
مادّي است؛ مثل سهميهها و يارانههايي كه در بخشهاي مختلف ميدادند و
كمكهايي كه ميكردند. يك وقت هم سهم حمايتهاي معنوي است، كه آن حمايتهاي
معنوي، مهمتر از حمايتهاي مادّي و كمكهاي گوناگون است-1"
(1-بيانات مقام معظم رهبري در ديدار مديران و مسؤولان مطبوعات كشور1375/2/13)
[در زمان رژیم پهلوی] آمريكايی ها هواپيماهاى جنگى و بقيهى ابزارهاى
خودشان را به ما مىفروختند؛ ولى اجازهى تعمير آنها را به ما نمىدادند!
البته داستان آن فروشها هم داستان عجيبى است. آن روز صندوق مشتركى بين
ايران و امريكا وجود داشت كه بنده اوايل انقلاب كه به وزارت دفاع رفتم و
در آنجا مشغول كار شدم، اين را كشف كردم؛ بعد به مجلس رفتم و آن را
پيگيرى كردم، كه متأسفانه تا امروز هم امريكاييها جواب ندادهاند! صندوقى
با نام اختصارى F.M.S داشتند كه دولت ايران پول را در آن صندوق مىريخت؛
اما قيمت جنس و نوع جنس و برداشت پول را امريكاييها به عهده داشتند! وقتى
انقلاب پيروز شد، ميلياردها دلار در اين صندوق پول بود كه هنوز هم
امريكاييها جوابى ندادهاند و آن پولها را به ملت ايران برنگرداندهاند.
بيانات رهبر انقلاب در جلسهى پرسش و پاسخ دانشجويان دانشگاه صنعتى اميركبير
22/12/1379
فیلم: البته ملت ایران هیچ دلشان نميخواهد شما بمانید اینجا! برعکس تا آنجایی که
من اطلاع دارم دلشان میخواهد شما زودتر از اینجا بروید. منتهی کلید آزادی شما دست
آن کسانیاست که حاضر نیستند به خواستهي به حق یک ملت جواب دهند... انشاالله هرچه
زودتر [خواستهي ملت محقق بشود] و شما هم بتوانید برگردید به خانه و زندگیتان و در
وطن خود به کار و خدمات خودتان مشغول شوید.
حجم: 19 مگابایت [لینك دانلود مستقیم]، 6 دقیقه،فرمت: wmv
از آن زمان كه تو در نيشابور، سر از كجاوه برون آوردي و به كرشمهاي، آتش
شوق بر جگر سوخته خلايق عاشق زدي و صلاي توحيد سر دادي و آن را مأمن و
پناهگاه محكم و خدشه ناپذير خواندي، راز ورود به اين قلعه را فاش كردي كه
تويي.
از آن زمان، ما خورشيد ولايت تو را در سرزمين قلبهاي خويش هميشه در كار طلوع يافتيم و حيات را بي حضور تو در سرزمين خويش ناممكن فهميديم.
عشق ما به اين خاك، تنها از اين روست كه تو در آن آرميدهاي و پيوند ناگسستني دل ما به اين فضاي ملكوتي از اين جهت، كه تو در آن تنفس ميكني و رايحه شوقآفرين تو در آن ميپيچد.
چه كسي ميگويد كه ما بي حضور تو توان برخاستن داشتيم؟
چه كسي ميگويد كه ما بي استشمام بوي تو، راه به حقيقت ميبرديم؟
چه كسي ميگويد كه ما جز در پرتو تابناك تو، جستن خداوند را ميتوانستيم؟
ما هنوز«اللهاكبر»هاي تو را با سر و پاي برهنه در نماز شورآفرين عيد، از ياد نبردهايم. همان طنين گرم نالههاي غريبانه و مظلومانه توست كه ما پابرهنگان و مظلومان در اين جهان بزرگ را توان ايستادني چنين بخشيده است.
ما از تو آموختهايم كه هر جا دشمن، لباس فريب بر تن كرد، جامه خدعه پوشيد، نقاب نيرنگ بر چهره آويخت، بر پشتي مكر تكيه زد و به تخت حيله نشست، با نواي اعجازآفرين «اللهاكبر»، لباس فريب را بر تنش بدريم، جامه خدعه را بر اندامش پاره كنيم، نقاب نيرنگ را بر چهرهاش بشكنيم، پشت و رويش را هويدا كنيم، از تخت حيلهاش به زير افكنيم، به رسوايياش بكشانيم و به عزايش بنشانيم.
حضرت آيت الله خامنه ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی در پيامی با تبريك و
تسليت شهادت دهها نفر از برادران شيعه و سنّی و تعدادی از فرماندهان سپاه
بويژه سرداران شهيد شوشتری و محمدزاده تأكيد كردند: دست قدرتمند نظام
اسلامی، متجاوزان به جان و مال و امنيت مردم را به سزای اعمال
خيانتكارانهی آنها خواهد رسانيد.

اي پاسخ گرامي امن يجيب ها
تعجيل کن به خاطر ما ناشکيب ها
چشم جهان به چشمه دستان سبز توست
جاري شو از وراي فراز و نشيب ها
تکليف انتقام شهيدان به دوش کيست ؟
خون مسيح مانده به روي صليب ها !
برخيز و بزم شب زدگان را به هم بزن
اي آشنا به ندبه و اشک غريب ها
ديگران با اين كارهاى هنرمندانهاى كه بعضاً دارند، دارند يك باطل هايى را تبليغ ميكنند؛ شگفت اينكه ما هم همان حرفها را قبول ميكنيم! همين سريال كره اى كه دارد پخش ميشود و همه دارند آن را ميبينند، يك تاريخ سازى و افسانه ى باطل است؛ آدم اگر بخواهد توى شاهنامه بگردد و اينجور داستانى را پيدا كند، ده پانزده تا از اين داستانها ميشود پيدا كرد. منتها طرف هنر به كار برده؛ وقتى كسى هنرمندانه كار ميكند، پاداشش همين است كه جنابعالى هم كه هيچ علاقهاى به آن تاريخ و به آن فرهنگ نداريد، مينشينيد و با كمال علاقه گوش ميكنيد و خواهى نخواهى آن فرهنگ را جذب ميكنيد! اين خاصيت هنرِ خوب است.
گزیده ای از سخنان اقا در جمع شعرا۱۵رمضان ۱۴۳۰-۱۴شهریور۱۳۸۸
.
.
.
اما شهادت از آن زیباتر . . .
ای «ضمیر پاک صداقت» از وجود تو گشسته پیدا!
ای نهایت ایمان و عشق و علم و عالمِ تقوا!
ای افتخار کوثر و یاسین و فجر و طاها!
دین از توانِ علم تو محکم، مذهب. به نام پاک تو زیبا!
خوشحالم....از این هنوز هم در این شهر شهید می آورند ، یعنی از اینکه هنوز شهدا نیم نگاهی به مردم این شهر دارند خوشحالم، هنوز دستی هست که بر دل مرده مردم این شهر کشیده شود ، هنوز این شهر نفس میکشد ، هرچند بریده بریده ، اما هنوز نفس می کشد...
هنوز هم بر دوش شهیدان مردم این شهر نفس می کشند!
.
.
.
مرتضی میگفت :
ای شهید! ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی وجود برنشستهای، دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش.
وسط صحبتهاي رهبر مردم تكبير گفتند. رهبر صبر كرد تا تكبير تمام شود. بعد از تكبير
شعار دادند، باز هم رهبر صبر كردند. مردم شعار را طول دادند. لحن رهبر عوض شد و
دلسوزانه گفت: ما تا كي بايد شما را زير باران نگه داريم!
جای کسی همیشه در این شهر خالی اســـت
جای کسی که چشــم و چــراغ اهالی اســــــت
هرچــــــــند رفــتــــــه ،درازی نــرفتــــــه اســـــت
لــــحظه به لــــحظه آمـــدنش احتمالی اســـــت...
صلوات
از روزي که شعار "ايران براي همه ايرانيان" را شنيدم، فهميدم که اين مملکت ديگر جاي زنده گي نيست. فهميدم که بايد کند. هر وقت از اين شعارهاي دهن پرکن و ابسترکت تو دهنِ سياست مدارها مي افتد، بايد بفهميم که قرار است يک اتفاق ِ بدي بيافتد.
- بدبيني توست. اين يک شعار درست است. شعار اول جامعه ي دموکراتيک. عين همين شعار را آمريکايي ها هم داشته اند…اَمريکا فور اَمِريکن ز !
- شعار تازه وقتي که خيلي مشت پرکن و کانکريت و روشن باشد، وقتي مي افتد به دست ِ سياست مدار، مي فهمي که کلي گول خورده اي، چه رسد به اين که شعار مبهم هم باشد…
- چرا فکر مي کني اين شعار مبهم است؟ اين گام اول دموکراسي است.
- درست! مردم بايد بر مردم حکومت کنند، اما چه طور؟ اما اين جمله بايد حرفِ مردم باشد، نه حرفِ حاکمان!
- توي ايران حتما حاکم ها هم نيروهايي هستند که مي خواهند حکومت را ساقط کنند. راستي ها مي گويند که چپي ها حاکم با راديوهاي بيگانه هم سو هستند و هر دو مي خواهند حکومت را ساقط کنند...
- خوب! چپي ها هم از آن طرف مي گويند راستي ها با نيروهاي برانداز، دو لبه ي يک قيچي اند و هر دو کارکردشان ساقط کردن ِ نظام است!
- اين دو حرف اصلا يک حرف هستند!
- شايد اصلا اين خبري را که تو خواند ه اي راجع به چپ ها، راست ها يه دروغ منتشر کرده باشند...
- همين طور خبر راجع به راست ها را که چپ ها بي ماخذ کار کرده بودند...
- اصلا بيا خبر را از دو طرف معادله ي صحبت هامان فاکتور بگيريم و حذف کنيم...
- مگر ما چيزي غير از اخبار مي گوييم؟!
- راست مي گويي! اگر خبر را حذف کنيم، آن وقت چيزي باقي نمي ماند. اگر دو طرف را تقسيم بر خبر کنيم، جوابي نمي گيريم...
- فراموش نکنيم، ارزش خبر هيچ است! خبر اگر صفر باشد، عدد بخش بر صفر ، مبهم مي شود...
- مهمل مي شود...مثل همين جامعه ي مدني ِ ايراني...
- باز برگشتيم سرِ جاي اول...
- دموکراسي ِ ايراني يک ترکيب مهمل است...
- قبول دارم اما آلترناتيو توتاليتريانتاريسم...
.
.
.
......بيوتن/توضيحات ندارد./والسلام
به شوق خلوتی دگر که رو به راه کرده ای / تمام هستی مرا شکنجه گاه کرده ای....
.
.
.
نمیدانم ... اما شاید عکس هایی را که در طلائیه گرفتم اینجا بگذارم....جایی که دلم جا ماند./بهشت روی زمین
طرحی برای صلح (1)
كودك
با گربههایش در حیاط خانه بازی میكند
مادر، كنار چرخ خیاطی
آرام رفته در نخ سوزن
عطر بخار چای تازه
در خانه میپیچد

صدای در!
ـ «شاید پدر!»
طرحی برای صلح (2)
شهیدی كه بر خاك میخفت
چنین در دلش گفت:
«اگر فتح این است
كه دشمن شكست،
چرا همچنان دشمنی هست؟»
طرحی برای صلح (3)
شهیدی كه بر خاك میخفت
سرانگشت در خون خود میزد و مینوشت
دو سه حرف بر سنگ:
«به امید پیروزی واقعی
نه در جنگ،
كه بر جنگ!»